کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۳۹ - صنما خرگه توم که بسازی و برکنی...

1

صنما خرگه توم که بسازی و برکنی

قلمی ام به دست تو که تراشی و بشکنی

2

منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنی

و گهی بر فراز کوه برآری و برزنی

3

منم آن ذره هوا که در این نور روزنم

سوی روزن از آن روم که تو بالای روزنی

4

هله ذره مگو مرا چو جهان گیر خود مرا

دو جهان بی تو آفتاب کجا یافت روشنی

5

همگی پوستم هله تو مرا مغز نغز گیر

همه خشک اند مغزها چو نبخشی تو روغنی

6

اگرم شاه و بی توام چه دروغست ما و من

و گرم خاک و با توام چه لطیفست آن منی

7

به تو نالم تو گوییم که تو را دور کرده ام

که ببینم در این هوا که تو ذره چه می کنی

8

به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کند

تو بکش هم تو زنده کن مکن ای دوست کردنی

9

تو چه می داده ای به دل که چپ و راست می فتد

و گهی نی چپ و نه راست و نه ترس و نه ایمنی

متن شعر کپی شد.