کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۵۳ - ز اول بامداد سر مستی...

1

ز اول بامداد سر مستی

ورنه دستار کژ چرا بستی؟!

2

به خدا دوش تا سحر همه شب

باده بی صرفه، صرف خوردستی

3

در رخ و رنگ و چشم تو پیداست

که ازان بازی و ازان دستی

4

نانچ خوردی بده به مخموران

ای ولی نعمت همه هستی

5

شیر امروز در شکار آمد

لرزه در که فتاد در پستی

6

بدویدن ازو نخواهی رست

سر بند عاشقانه و رستی

7

تا که پیوسته در امان باشی

چون بدار الامانش پیوستی

8

شصت فرسنگ از سخن بگریز

که ز دام سخن درین شستی

متن شعر کپی شد.