کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۶۲ - ای که مستک شدی و می گویی...

1

ای که مستک شدی و می گویی

تو غریبی و یا از این کویی

2

مست و بی خویش می روی چپ و راست

بی چپ و راست را همی جویی

3

نی چپست و نه راست در جانست

آن که جان خسته از پی اویی

4

ز آن شکر روی اگر بگردانی

اگر نباتی بدانک بدخویی

5

ور تو دیوی و رو بدو آری

الله الله چه خوب مه رویی

6

دلم از جا رود چو گویم او

می برد جان و دل زهی اویی

7

هین ز خوهای او یکی بشنو

گاه شیری کند گه آهویی

8

در ره او نماند پای مرا

زانوم را نماند زانویی

9

جز به چوگان او مغلطان سر

گر به میدان او یکی گویی

10

هین خمش کن در این حدیث بازمپیچ

آسمان وار اگر یکی تویی

متن شعر کپی شد.