غزل · مولوی
غزل شماره ۳۱۸۷ - اتی النیروز مسرورالجنان...
1
اتی النیروز مسرورالجنان
یحاکی لطفه لطف الجنان
2
بهار از پرده غم جست بیرون
به کف بر، جامهای شادمانی
3
سقوا من نهره روض الامالی
خذوا من خمره کاس الامانی
4
هوا شد معتدل، هنگام آنست
که می سوری خوری و کام رانی
5
فللاشجار اصناف المعالی
وللانوار انواع المعانی
6
درین دفتر بسی رمزست موزون
چه باشد گر تو زین رمزی بدانی؟
7
لئن ضیعت عمرا قبل هذا
تدارک ما مضی فی ذاالزمان
8
مران از گوش صوت ارغنون
مده از دست جام ارغوانی
9
لتغدوا روحک فی کل یوم
باصوات المثالث والمسانی
10
ازین خوشتر بهاری، دیر یابی
فرو مگذار این را تا توانی