غزل · مولوی
غزل شماره ۳۱۹۴ - وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری...
1
وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری
2
دل را مکن چو خاره، مگزین ز ما کناره
یا منیه الفاد، دار ولا تمار
3
ساقی خاص روحی، در ده می صبوحی
اللیل قد تولی و البدر فی التواری
4
ای برده هوش ما را، یار آر دوش ما را
اسقیتنا کسا صرفا علی الخمار
5
مار را خراب کردی، غرق شراب کردی
حتی بدا و افشا، ما کان فی سراری
6
سلطان خیل مایی، لیلی لیل مایی
یا لدهاللیالی، یا بهجهالنهار
7
ای سر طور سینا وی نور چشم بینا
انت الکبیر فینا، فارحم علی اصغار
8
هین نوبت جنون شد، مستی ما فزون شد
یا مسکرالعقول، یا هادم الوقار
9
شاه سخن ور آمد، موج سخن درآمد
نحن الصدا نصدی، والله خیر قاری