غزل · احمد پروین
زبان زخمی خودکار
1
اطاق شیشه ای جوهر ست خودکارم
خدا نیاورد او را ز دست بگذارم
2
زبان زخمی خودکار ، دامن کاغذ
همیشه تا به هم آید نوشته اشعارم
3
ز ناز کاری تن هر چه هست غیر از او
به جان دفتر اشعار خویش بیزارم
4
به یاد خون تن او که می چکد امشب
به روی دفتر بیچاره گریه می بارم
5
من عاشق تن خودکار می شوم شاید
به نقل قول پزشکان دوباره بیمارم