غزل · احمد پروین
حسرت قنوت
1
امشب دلم برای خدا تنگ می شود
من شیشه می شوم و دعا سنگ می شود
2
پای گریز از هوس آلودگی کجاست ؟
دارم ولی میانۀ ره لنگ می شود
3
بین خدا و من قدمی بیشتر نبود
افسوس حجم فاصله فرسنگ می شود
4
تصویر روی دوست کجا می توان کشید
حتی قلم ز کفر تو بی رنگ می شود
5
دستی که باز کرده ام از حسرت قنوت
امشب به روی صورت من چنگ می شود
6
امشب شمار رکعتم از خاطرم گریخت
آدم عجب وقیح به نیرنگ می شود