کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

سبز بی خزان

1

قلم کردند پاهایم نوشتم باز می مانم

شکستند استخوانم را سرودم باز می خوانم

2

من از ابهام زنجیری که می آید نمی ترسم

من آن اشکی که می ترسد نمی ریزم به دامانم

3

غرور شاهرگهایم به یک خنجر نمی پاشد

به حسرت لب نمی گیرد درین هنگامه دندانم

4

گیوتین های بی مصرف و چوب دار مستهجن

غرورم را نمی گیرد بگیرد هم اگر جانم

5

خدایا آنچنانم کن که سبز بی خزان باشم

که من آن بید مجنونم که در پرچین زندانم

متن شعر کپی شد.