غزل · احمد پروین
شرار نگاه
1
من در خواب چشم تو تحقیق می کنم
خود را به بوسه های تو تشویق می کنم
2
مژگان خوب توست که در لحظۀ خمار
با آن به خویش شوق تو تزریق می کنم
3
چون جمع می شود دل من با خیال تو
از دل بلای هجر تو تفریق می کنم
4
چشم زلال تو و شرار نگاه من
آب است و آتش است که تلفیق می کنم
5
شاید که هیچ ره نبرم در وصال تو
دل را به وعده های تو تحمیق می کنم