غزل · احمد پروین
اشک کوچه
1
من گدا شدم شاید درب خانه بگشاید
لحظه ای برون آید التفات فرماید
2
من گدا شدم اما درب خانه می بندد
دست من به درکوبش آنچنان که خون آید
3
می زنم و می گریم ناله می شوم کم کم
گوش لاله رویان را بیش ازین فغان باید
4
قفل در به اشک آمد خون کوچه شد جاری
آن صنم که لج بیند بر لجش بیفزاید
5
با کلون در گفتم حسرت ترا دارم
دست آن صنم هردم بر سرت خورد شاید
6
چون سحر شود دیگر مرده ام ازین بازی
صخره هم اگر باشد بیش ازین نمی پاید