کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

اشک کوچه

1

من گدا شدم شاید درب خانه بگشاید

لحظه ای برون آید التفات فرماید

2

من گدا شدم اما درب خانه می بندد

دست من به درکوبش آنچنان که خون آید

3

می زنم و می گریم ناله می شوم کم کم

گوش لاله رویان را بیش ازین فغان باید

4

قفل در به اشک آمد خون کوچه شد جاری

آن صنم که لج بیند بر لجش بیفزاید

5

با کلون در گفتم حسرت ترا دارم

دست آن صنم هردم بر سرت خورد شاید

6

چون سحر شود دیگر مرده ام ازین بازی

صخره هم اگر باشد بیش ازین نمی پاید

متن شعر کپی شد.