غزل · احمد پروین
کمال وفا
1
به پاس عشق قدیمی مرا رها مگذار
تو می روی به سلامت ولی مرا مگذار
2
اگرچه بار اضافی ترا برنجاند
کنار جاده دلم را دوباره جا مگذار
3
خدای من دل من را به یاد دلبریت
درین نهایت تشویش بی خدا مگذار
4
تو می روی ز عبور تو خاک می رقصد
منم که خاک رهم بی نگاه پا مگذار
5
اگرچه ناقص عشقم تو ای کمال وفا
مرا به حسرت یک عشق باوفا مگذار
6
منم اسیر تمنا مرا دوباره غریب
درین زمانۀ پر ادعا بتا مگذار