غزل · احمد پروین
بال رویا
1
آنچه با من بود هر شب آه بود
زندگی بی روی او جان کاه بود
2
بال رویا قحطی پرواز داشت
ارتفاع آسمان کوتاه بود
3
طعنه بر خورشید می زد آسمان
کهکشان غمگین ، فلک بی ماه بود
4
بیستون از جای می کند آن نگار
پیش شیرین کوه غم چون کاه بود
5
غافل از خود زیستم با یاد او
دلخوشم از اینکه او آگاه بود
6
جاده تاریک و تنهایی و من
آنچه با من بود خاک راه بود