غزل · احمد پروین
گذار عشق
1
از من گذشت عشق و در من اثر گذاشت
بر دیده خون دل و لهیب جگر گذاشت
2
او پیش من نشست و گفتم به التماس
باشد که بندگی کنمت من مگر گذاشت
3
بر دست من نوشت که نه لایق منی
آنقدر مطمئن که دو تا ضربدر گذاشت
4
خرسند از این شدم که دلم را ربوده است
یک نیمه شب به طعنه دلم پشت در گذاشت
5
در زلف اوست رقص طربناک حلقه ها
هر حلقه را برای سر یک نفر گذاشت
6
گفتم که میدهم صنما سر به کوی تو
با خنده در مقابلم هفتاد سر گذاشت
7
بگذشت عمر من و من افسوس می خورم
از بس فلک مرا ز خود بی خبر گذاشت