غزل · احمد پروین
آشوب
1
امشب تمام خانه ام آشوب می شود
می آید او به جان خودم خوب می شود
2
امشب گلیم کهنۀ درویش خانه ام
فرش قدوم حضرت محبوب می شود
3
امشب دلم کلون در خانه می کنم
وقتی که دست یار به در کوب می شود
4
شرمم کشد که خیره به روی تو بنگرم
چشمم شبیه کودک محجوب می شود
5
دل مژده داد می رسی از کوچۀ بهار
آن کوچه در قدوم تو جاروب می شود
6
ای مریم مقدس من در نبود تو
هر لحظه دل در نبود تو مصلوب می شود