غزل · احمد پروین
فتنه جو
1
با دو صد شیوۀ دلاویزی
با دل سنگ من گلاویزی
2
روزها را شب سیه کردی
شب پرستی ، شبی ، شباویزی
3
تخم عشقت نرست در دل من
اشکم ار چه به پاش می ریزی
4
یا من از دامن کویری غم
یا تو با رنگ و بوی پاییزی
5
آری ای فتنه جوی عالم عشق
آب و آتش به هم در آمیزی
6
بیم آن می رود که بار دگر
با هیولای دل در آویزی
7
طفلک شعرم ار شود خاموش
سیلی غم زنی بر انگیزی
8
گر جسارت کند به محضر عشق
بر بلند غمش بیاویزی
9
گر تو را جا دهم به مجلس دل
زین قفس چون شود که بگریزی
10
چشم احمد نمی کند پرهیز
در شط خون ز خون و خون ریزی