کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

آیین خنده

1

هرگز سلام بر من مسکین نگفته ای

گفتی برو ولی به کجا این نگفته ای

2

گفتم خدا مرا برساند به وصل تو

این بود آن دعا که تو آمین نگفته ای

3

دیوانه ام که می زنی اما نمی روم

دل خوش به این شدم که تو نفرین نگفته ای

4

خندیده ای فدای شکر خند ناز تو

آیین خنده به من غمگین نگفته ای

5

گنجشک خسته ام و تو شهباز قصه ها

با من چرا ز پنجه شاهین نگفته

6

گفتی سلام ، مثل نسیمی سبک شدم

قبلا چرا تو این در سنگین نگفته ای

7

ساغر مرا شبیه تو بیخود نمی کند

راز خودت به ظرف سفالین نگفته ای

8

دین غیر سجده نیست به پای بت عزیز

با من چرا روایت این دین نگفته ای

متن شعر کپی شد.