غزل · احمد پروین
غوغای وصل
1
هر شب از غوغای وصل می شوم بیدارتر
هر دم از دیوانگی می شوم هوشیارتر
2
مه رخان شنگ و شوخ دلبران شوخ و شنگ
می برند از من توان می کنندم زارتر
3
بشکند دست فلک از فریب من چه سود
نی به مقصد می رسم نی شوم کم بارتر
4
هر که بالاتر رود ما به پایین می رویم
هر که می گردد عزیز می شوم من خوارتر
5
زلف و ابروی تو را قیمت جان می خرم
چون که نفروشی همی قیمتش بسیارتر
6
احمد از طالع مدار نیک بختی انتظار
طالعت چون آتش است آتشی خونبارتر