غزل · احمد پروین
مجموعه تهی
1
من مردی از کویر فقیه دل خودم
بی مشکلم چرا که خودم مشکل خودم
2
مجنون منم که باز به این حال آمدم
من جاودان از این تسلسل نا باطل خودم
3
گرداب می رسد همه را آب می برد
چون عاشقم دوباره لب ساحل خودم
4
مهمان من خداست و افطار می کنیم
با خرده نان بی کلک منزل خودم
5
آخر چقدر مسئله را سخت می کنی
سن مرا مپرس که من غافل خودم
6
آیا ریاضیات مرا کشف می کند
مجموعه ای تهی که فقط شامل خودم
7
مجذور زندگیست همین قطره های اشک
تقسیم من به غایت غم به حاصل خودم