کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

معجون اشک

1

مشت جنون به سینۀ دیوار می زنم

دل را به جرم بوالهوسی دار میزنم

2

برقبلۀ خودم به نماز ایستاده ام

بر غیر دوست نعرۀ انکار می زنم

3

مطرب بیا و خلوت دل را نگاه کن

در طور عشق خوب خدا تار می زنم

4

امشب گریست کودک حیران جان من

معجون اشک بر دل بیمار می زنم

5

طعم تبسم تو لبم را حکایتی است

زیبایی تو را به غزل جار می زنم

6

عکس تو را به خلوت تصویر می کشم

قاب تو را به سینۀ دیوار می زنم

7

امشب به جان دل که در خانۀ تو را

در شهر خواب کوچۀ پندار می زنم

متن شعر کپی شد.