غزل · احمد پروین
پریشان
1
زلف تو از دل بیچاره پریشان تر نیست
صبر نوح از من آزرده فراوان تر نیست
2
نیمه جانیست مرا خسته اگر می خواهی
هیچ از دادن جان بهر تو آسانتر نیست
3
عشق آن است که جان بر سر ره بگذاری
بر حذر باش کزین مرتبه ارزانتر نیست
4
گفته بودند مرا دوش رفیقان در عشق
از دلت خسته تر از چشم تو گریان تر نیست
5
من خداوند کویرم ز هیاهوی عطش
شوره زار از جگر خون شده عطشان تر نیست
6
آه من سنگ گرانمایه بسوزد آخر
صخره از حوصلۀ عشق گرانجان تر نیست