غزل · احمد پروین
فصل سخت
1
گفتم به تو انتظار سخت است
دیر آمدن نگار سخت است
2
خود را به خطر نیازمائید
عاشق نشوید کار سخت است
3
پاییز اگر چه فصل سختی است
بی غنچه بهار ولی سخت است
4
بگریخت ز دست من جوانی
من لنگم و او سوار سخت است
5
می خواستمت ببوسم اما
پنهان بد و آشکار سخت است
6
درگیر خودم عجب جدالیست
از دست خودم فرار سخت است
7
از سینه برون جهیده قلبم
قلب این همه بی قرار سخت است
8
رفتی که دوباره باز گردی
بد عهدی روزگار سخت است
9
در حجم تن لطیف نازت
قلبی ست که بی شمار سخت است
10
ای کاش همیشه جام پر بود
پایان شب خمار سخت است