غزل · احمد پروین
تیر افسون
1
گلشن اندیشه را با بوی او
رونقی دیگر دهم در کوی او
2
رهگذار وصل را آبی زنیم
اشک دل مژگان من گیسوی او
3
تیر افسون می رسد بر دل هنوز
دام عشق است و کمان ابروی او
4
ای گل ار بازار تو بی رونق است
دست خلقت بین و حسن روی او
5
عاقل از راه ملامت می رود
تا نیفتد در کمند موی او
6
درد روز فرقتش دارم عیان
تا نهم سر بر سر زانوی او
7
احمد از لطف سواران نسیم
عالمی مجنون شود در کوی او