غزل · احمد پروین
کافر عشق
1
کافر عشقم و توحید غمت در پیش است
صبر رنجور ورا محنت پیش از بیش است
2
آیۀ مهر تو جاری شده در زمزم دل
غم حدیثی است که در سینۀ پاک اندیش است
3
آسمان زمزمۀ عشق تو بارید مگر
آسمان آینه گردان دل درویش است
4
آنچه در عقدۀ دل همسفر اشک نبود
تیر آهی است که از محنت او در کیش است