مثنوی · احمد پروین
مرد شبگرد
1
باز روزی دیگر و دردی دگر
قصه های مرد شبگردی دگر
2
باز من با غصه ای بی انتها
مانده در تشویش و حیرانی رها
3
وه ! چه تنها مانده ام من با خودم
ره چه بسیار است از دل تا خودم
4
هیچکس هرگز نمی فهمد مرا
جمله از بیگانگان تا آشنا
5
این منم تنهاترین مجروح دل
مانده در طوفان ، کجا شد نوح دل