غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۸ - ای نام خوش تو بر زبان ها...
1
ای نام خوش تو بر زبان ها
وی یاد تو زینت بیانها
2
از مهر رخت چو ذره هستند
در رقص و سماع آسمانها
3
مرغان ترانه سنج خوانند
وصف رخ تو به بوستانها
4
اندر ره عشق بی سرانجام
دریاهائی است بیکرانها
5
ای دل بشتاب زانکه رفتند
زین کاخ مجاز کاروانها
6
از سروری جهان گذر کن
در باطن خود ببین جهانها
7
سردهنت نیافت اسرار
هر قدر شدش عیان نهانها