کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹ - تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را...

1

تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را

تا دل گشاید برگشا آن پسته لب بسته را

2

آن سبزه نورسته را تا دیدمی رستم زدین

پیوسته خواهم سجده کردآن ابروی پیوسته را

3

گرسوی مرغانم رهاسازدزدام از مهرنیست

ازرشک پرخواهدکشد این بال و پربشکسته را

4

اززهد و تقوی مشکلم نگشود ومشکل میفروش

بستاندوجامی دهداین صبحه بگسسته را

5

هرکیش و فن آموختم هر مشکلی کاندوختم

سیلاب عشق آمد ببرد آن خوانده و دانسته را

6

کالای دارائی کل جز در لباس فقر نیست

پیوند باشد با خدا درویش از خود رسته را

7

پائین ترین ماوا بود اسرار فرق فرقدان

از کاخ جان برخواسته برخاک او بنشسته را

متن شعر کپی شد.