کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴ - کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنتها...

1

کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنتها

دلم صد چاک شد از بسکه خوردم تیرآفتها

2

سپند از انجم و مجمرزمه هرشب از آن سوزد

که سارد از رخ خوب توایزد دفع آفتها

3

دهید ای ناصحان پندم زهول حشر تاچندم

دمی صدبار می بینم از آن قامت قیامتها

4

عجب دارم که صورت بست درمرآت آنصورت

که بتواند کشدباآن نزاکت عکس صورتها

5

زنم هر لحظه اوراق کتاب دیده را برهم

که جزنقش توگرجویم بشویم زاشک حسرتها

6

ز صهبای شهودش جرعه ساقی کرامت کن

که بر اسرار روشن گردد اسرار کرامتها

متن شعر کپی شد.