غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۲۹ - جلوه گر در پرده آمد آفتاب...
1
جلوه گر در پرده آمد آفتاب
از تعین بر رخ افکنده نقاب
2
تا نسوزند از فروغ روی او
رفته از مهر آن مهم زیر سحاب
3
نی غلط گفتم نقاب و پرده چیست
بی حجابی آمده او را حجاب
4
شاهدان در پرده مستورند لیک
ماه من بی پرده باشد در نقاب
5
دیدم اندر بزم میخواران شدی
هم تو ساقی هم ساغر هم شراب
6
قصه ما قصه آبست و حوت
ای تو آب و جمله عالم سراب
7
تابی از آن مهر عالمتاب کو
تا فسرده دل شود فانی در آب
8
مصدر و تعریف و اصل و فرع تو
هم تکلم از تو هم با تو خطاب
9
از شراب بیخودی ساقی بده
یک دو ساغر تا شوم مست و خراب
10
گویم از اسرار هر ناگفتنی
پیش زاهد گر خطا و گر ثواب