غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۳۲ - ره و رهبر دلا محبت اوست...
1
ره و رهبر دلا محبت اوست
سود و سرمایه عشق حضرت اوست
2
قره العین عارفان که فناست
نیستی در فروغ طلعت اوست
3
غیبتت از خودی و شرب مدام
از دوام حضور ساحت اوست
4
دولت فقر و کنج آزادی
بندگی گدای حضرت اوست
5
همگی دیده شد پی دیدار
اندر آن مشهدی که رویت اوست
6
سر بسر گوش شو سرود نیوش
اندر آن محضری که مدحت اوست
7
همه اندیشه شو فلاطون کیش
در خم دل که جای فکرت اوست
8
بر در دل نشین نگهبان باش
کین سراپرده خاص خلوت اوست
9
چه عجب سر به عرش سود اسرار
بنده بندگان حضرت اوست