غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۳۸ - خانه دل حریم خلوت اوست...
1
خانه دل حریم خلوت اوست
جان کامل سریر حضرت اوست
2
همه آینه رخ آدم
آدم آیینه بهر طلعت اوست
3
آدمی چونکه معرفت اندوخت
قابل خلعت خلافت اوست
4
نبود او ذات لیک نعت وی است
نیست معنی ولیک صورت اوست
5
در تک و پو همه سوی آدم
آدم احرام بند خدمت اوست
6
حق بود بود و کل نمودوی است
اوست بحر و همه نداوت اوست
7
کجی دال و راستی الف
کج مبین جمله از مشیت اوست
8
گل سرا پا نیازمند ویند
بس حقیقت همین حقیقت اوست
9
اوست ذات الذوات پس همه جا
اصل هر حب همین محبت اوست
10
حادث و در زوال مصنوعات
دایم و لم یزل صنیعت اوست
11
همت از مرد حق طلب میکن
همت مرد حق ز همت اوست
12
به حقارت بما مبین زاهد
سر اسرار از سریرت اوست