کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - ای آفت جان ها خم ابروی کمندت...

1

ای آفت جان ها خم ابروی کمندت

غارت گر دل ها قد دل جوی بلندت

2

تا آفت چشمت نرسد دست حق افشاند

بر آتش رخسار تو از خال سپندت

3

ای ترک سمنبر بسرم تاز سمندی

گوی خم چوگان سرخوبان خجندت

4

افتاده خلاصیش به فردای قیامت

هر صید که گردیده گرفتار به بندت

5

شد رشک فلک روی زمین تا که نشسته

برخاک هلال از اثر لعل سمندت

6

اندام تو خود قاقم و خزاست زنرمی

سودی ندهد جامه دیبا و برندت

7

دارد سر یغما شد من غمزه شوخت

اینک دل و جانی اگر این هست پسندت

8

تا دفع عوارض بشود زان گل عارض

یک بوسه بما ده بزکواه از لب قندت

9

ناصح چه دهی پند باسرار ز عشقش

او نیست از آنها که دهد گوش به پندت

متن شعر کپی شد.