غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۵۲ - دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست...
1
دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست
جان شد از دست برون نغمه مضراب کجاست
2
سوزد از آتش عشق تو دلم شمع صفت
نی چگویم که چو شمعم بدرون آب کجاست
3
خواهمت شرح دهم شمه از خون جگر
لیک با آن همه آهن دلیت تاب کجاست
4
گفته بودم که خیال تو به بینم در خواب
شب ز سودای سر زلف توام خواب کجاست
5
دل بدریای غم افتاده خدا را یاران
تا خدای دل آن طره پرتاب کجاست
6
گیرم از چهره بر خلق بر افکند نقاب
چشم خفاش کجا مهر جهانتاب کجاست
7
صرف و نحو کتب عمر شد و مفتاحی
که گشاید دل از او درهمه ابواب کجاست
8
در بر ابروی طاقش بر ما ای زاهد
دست بردار که کس را سر محراب کجاست
9
تا ز اسرار میان تو بگوید رمزی
در میان محرم اسرار در اصواب کجاست