غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۵۳ - باغ و گل و مل همه مهیاست...
1
باغ و گل و مل همه مهیاست
هنگام تفرج و تماشاست
2
بخرام برون که بهر تعظیم
عمری است بباغ سرو برپاست
3
نرگس همه روز چشم بر راه
سنبل همه عمر در تمناست
4
تا پات مباد رنجه گردد
برروی زمین ز سبزه دیباست
5
تا باز چو شور چشمت انگیخت
کز شهر غریوفتنه برخواست
6
هر قدر بظرف حسن گنجید
مشاطه صنع بروی آراست
7
سر دفتر لعبتان شوخت
سر کرده لولیان زیباست
8
مست از می لعل اوست اسرار
امروز چه حاجتش بصهباست