غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۶۰ - چون دست قضا رشته اعمار برشت...
1
چون دست قضا رشته اعمار برشت
بگسیختنش خامه تقدیر نوشت
2
از حکم ازل نه رسته برناونه پیر
وز دام اجل نجسته زیباونه زشت
3
افشاند در این مزرعه هر کس تخمی
ناچار بباید درود حاصل کشت
4
امروز بپای خم می سر مستی
فرداست که بر تارک خم باشی خشت
5
یکچند اگر گسیخت پیوند ازل
در عاقبت انجام بآغاز سرشت
6
بردار دل ار چه ملک دارا داری
کین دار فنا بباید از دست بهشت
7
برگشت باو هرچه از او گشت پدید
گر ز اهل کلیسیاست و از اهل کنشت
8
با دوستی پنج تن از کاخ سپنج
اسرار رواین پنج به از هشت بهشت