کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸ - تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد...

1

تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد

ز افتاده به کنج قفسی یاد توان کرد

2

آغوش و کنار از تو نداریم توقع

از نیم نگاهی دل ما شاد توان کرد

3

رخش ستم این قدر نباید که بتازی

گیرم که بما این همه بیداد توان کرد

4

زاهد چه دهی پند که ما از می لعلش

نی همچو خرابیم که آباد توان کرد

5

ای آن که بدست تو سررشته خلقی است

یک رشته به پا طایری آزاد توان کرد

6

ای نور خدا گویم اگر سوء ادب نیست

دیگر ز کجا مثل تو ایجاد توان کرد

7

جانی و دلی روح روانی همه آنی

از مشت گلی این همه بنیاد توان کرد

8

آورد هجومی بسرم خیل همومی

ساقی به یکی ساغرم امداد توان کرد

9

یک ره ننمودی نظر اسرار حزین را

گم کرده رهی رابره ارشاد توان کرد

متن شعر کپی شد.