غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۷۹ - حسن رخی کان تراست ماه ندارد...
1
حسن رخی کان تراست ماه ندارد
گو بر رخش طره سیاه ندارد
2
این چه گیاه خط است وین چه گل روی
خلد چو این گل چو آن گیاه ندارد
3
درکه نهان کرده ای بحقه یاقوت
جوهرئی را نبوده شاه ندارد
4
دل که بیغما ربودی از کف او جان
غیر دو چشم خودت گواه ندارد
5
بوالعجبیهای عشق بین که مسخر
کرده جهان آن شه و سپاه ندارد
6
صبر و خرد دین و دل قرار و توانم
برده به حدیکه سینه آه ندارد
7
ای صنم اسرار را مران ز در خویش
زانکه بغیر از درت پناه ندارد