کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۵ - خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند...

1

خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند

کرد ویران نگهت خانه ایمانی چند

2

مژه گان نیست چه آورده ز بهر قتلم

کافر چشم سیه مست تو پیکانی چند

3

آن نه دندان بودت درج بدرج گوهر

سفته حکاک ازل در درخشانی چند

4

گیسوی تست مسلسل شده یا بهر دلی است

پی تحریک جنون سلسله جنبانی چند

5

در گوش تو و از در عدن معدنها

لعل نوش تو و ار لعل و گهر کانی چند

6

کسوت ماتم حسنت چو بنفشه خط شد

شد چو پیراهن گل چاک گریبانی چند

7

بیمحابا مرو از زلف دلاراش نسیم

ترسم آزرده کنی زخم پریشانی چند

8

نیست دستوری آنم که ز دل داد زنم

ورنه بر هم زنم افلاک ز افغانی چند

9

بت پیمان شکن عهد گسل یادت باد

که بدل بست سر زلف تو پیمانی چند

10

تا که دادی تو سر زلف دلاویز بباد

رفت بر باد از این غصه دل و جانی چند

11

بر خیال رخ آنماه درخشان همه شب

دارد اسرار ز اشک اختر رخشانی چند

متن شعر کپی شد.