کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۴ - سر که ندارد ز تو سودا بگور...

1

سر که ندارد ز تو سودا بگور

دیده که بیند نه بروی تو کور

2

نی چه خطا رفت کدامین سراست

کز نمک لعل تواش نیست شور

3

جمله عوالم بتو باشد عیان

نور رخت گشته نهان از ظهور

4

دیده خفاش چه و نور مهر

طاقت پروانه چه ونار طور

5

مرده دلاقبر تن خاکی است

زنده شو از عشق و درآی از قبور

6

زین ملکاتت چه ملکهاچه ملک

تبرز ذاحصل ما فی الصدور

7

این که برت نور شد از ظلمت است

قاعده باسر مخروط نور

8

مایه ظلمت ز صور دور کن

تا شنود گوش دلت نفخ صور

9

ای که شنیدی که از او نیست شر

رمز بآنست که نبود شرور

10

ز اینه دل اگرت رفت زنگ

زنگیت اندر نظر آید چو حور

11

از دل خود دیدنش اسرار جوی

خیر ز یاذاتک فقد المزور

متن شعر کپی شد.