غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۹۹ - ریزد عرق ز روی تو یادانه گهر...
1
ریزد عرق ز روی تو یادانه گهر
ام حل فیک عقد ثریا علی قمر
2
نور الجبین ام هو بالطور مضئه
زلف است بر عذار تو یا عود بر جمر
3
سرو قباپوش خطائی کند خرام
در الدموع حیث خطا طرفنا نثر
4
طاق است ابروی تو در آفاق بس بلند
وتر قسیکم فاصابت بلا و تر
5
ای آنکه تیر چشم تو از سر خطا نرفت
فی شرعکم بای خطآء دمی هدر
6
بر حال من بسوخت دل دشمنان من
مالان من حوی کبدی قلبک الحجر
7
درویش بینوایم و تو پادشاه حسن
کلم فما یضرک لوفزت بالدرر
8
زین آستان مخوان به پناه دگر مرا
ذر نی علی ذراه فمادونه و ذر
9
محمل مبند بر شتر ای ساربان دوست
یارکب اسبلت عبرانی فما عبر
10
اسرار عشق هرچه نهفتم نداد سود
آخر ز هفت پرده بشد اشک پرده در