کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳ - غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس...

1

غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس

صحبت بیدلی از شاه و گدا ما را بس

2

تو و بر مسند جم جام زدن نوشت باد

مسند خار و خس جام بلا ما را بس

3

تکیه بر بالش عشرت زدن ارزانی غیر

خشت در زیر سر و فقر و فنا ما را بس

4

نیستم در خور لطف طمع از حد ببرم

دو سه دشنام بپاداش دعا ما را بس

5

خون شد از رشک دلم شانه بزلفش که کشید

روز و شب عربده با باد صبا ما را بس

6

ملک الحاج و ره کعبه که در ملت عشق

طوف این کوی خوش آئین و صفا ما را بس

7

تاجر عشقم و سرمایه من دین و دل است

گلرخان نقد یکی عشوه بها ما را بس

8

درد عشق تو چه سنجیم بقانون شفا

کز اشارات دو ابروت شفا ما را بس

9

هرکسی در کنف دولت صاحب جاهیست

دل قوی دار تو اسرار خدا ما را بس

متن شعر کپی شد.