کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴ - بدیدم آنچه در هجر جمالش...

1

بدیدم آنچه در هجر جمالش

خداوندا نبیند کس مثالش

2

به کنج خلوت هجران شب و روز

تسلی میدهم دل با خیالش

3

بود دوزخ زهجرانش کفایت

بود فردوس رمزی از وصالش

4

حرام است از چه قتل بی گناهان

بشرع عاشقی کرده حلالش

5

زمی ساقی بما دردی ببخشای

نیم گر درخور صاف زلالش

6

مگر مه شد مقابل با تو کافتاد

کلف بر چهره او را ز انفعالش

7

خرابم کرد اگر چشمش نگهدار

خداوند از آسیب و زوالش

8

نمیپرسی که مرغی بود ما را

گرفتار قفس چونست حالش

9

بهشت آندم بهشت از دست اسرار

که دید آدم فریب آن دانه خالش

متن شعر کپی شد.