غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۰۷ - مه آیینه داری است از طلعتش...
1
مه آیینه داری است از طلعتش
قیامت نموداری از قامتش
2
صفای ارم نزهت باغ خلد
همه مستعار است از صفوتش
3
ملیحان و کان ملاحت تمام
بود زیر بار حق نعمتش
4
بقد سر و آزاد در بندگیش
یکی خانه زادیست در ساحتش
5
همانا که یعقوب در پیرهن
شنیده است یک شمه از نکهتش
6
ببزمش دلاشمع نامحرم است
کجا باریابی تو در حضرتش
7
ز بس داغش اسرار دارد بدل
نروید بجز لاله از تربتش