غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۱۱ - افسردگانیم از باده کوشط...
1
افسردگانیم از باده کوشط
تا دروی افتیم غلتیم چون بط
2
غم لشگر انگیزد وران بلاخیز
کو جام و ساقی کو عود و بربط
3
آفاق دیدم انفس رسیدم
من ذایدانیه ما شفته قط
4
صدچون سروشش حلقه بگوشش
ناخوانده او لوح ننوشته او خط
5
جانان و جانم جان و روانم
نی بلکه اعلق نی بلکه اربط
6
جنات و انهار باوصل دلدار
آن غبن افحش وین ربح اغبط
7
اسرار جز نام فی وان دلارام
آغاز و انجام هم بلکه اوسط