غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۱۴ - جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ...
1
جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ
دریغ از ستم چرخ بیم دار دریغ
2
نمود ساکن بیت الحزن چو یعقوبم
ربود یوسف من گرگ روزگار دریغ
3
چمن شگفت و مرا عقده ز دل نگشود
گلی نچیدم و بگذشت نوبهار دریغ
4
معلمی که ورق پیش من نهاد آغاز
نوشت بر سبق من نخست بار دریغ
5
میان دایره غم چو نقطهایم اسرار
تمام عمر گذشتی بدین مداردریغ