کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷ - نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق...

1

نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق

آسمان بی سر و پائی بود از کشور عشق

2

نه همین سینه بر آتش زده اوست خلیل

که بهرگوشه بسی سوخته از آذر عشق

3

شرر سینه ما گر چه گرفتی آفاق

با همه سوز بود اخگری از مجمر عشق

4

آب حیوان که خضر زنده جاویداز اواست

هست یکقطره ای از چشمه جانپرور عشق

5

میزند قهقهه بر مسند جمشید کسی

کوشد از خاک نشینان گدای در عشق

6

میرساند به مقامی که خدایش داند

بیخودی را که گذارند بسر افسر عشق

7

مظهر عشق نه تنهاست مقامات ظهور

کانچه در ممکن غیب است بود محضر عشق

8

طایر عشق همافر همایون بال است

قاف تا قاف وجود است بزیر پرعشق

9

هرچه او معبر هستی است بود معدن عشق

هرچه او مظهر حسن است بود مصدر عشق

10

عشق ساری است خدارا چو حقیقت نگری

نیست انجامش و هم نیستی آمد سرعشق

11

نشود هم به دم صبح قیامت هشیار

هرکه زد از کف ساقی ازل ساغر عشق

12

او بود دایره و مرکز او محور عشق

تاج اسرار علی قطب مدار عشق است

متن شعر کپی شد.