کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۳ - چه شوری بود یاران بر سر دل...

1

چه شوری بود یاران بر سر دل

ز غم گوئی سرشته پیکر دل

2

نریزد ساقی بزم محبت

بجز خوناب غم در ساغر دل

3

بجز سوزش نسازد هیچ باطبع

گلستان خلیل است آذر دل

4

بر آتش پارهها برمیفشاند

مگر بال سمندر شد پر دل

5

نشد افسرده ز آب هفت دریا

چه آتش بود اندر مجمر دل

6

حمل جز برج ناری نیست گوئی

اثر هم جز وبال از اختر دل

7

بسوز نار دوزخ خندد اسرار

جهدگر یک شرار از اخگر دل

متن شعر کپی شد.