کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم...

1

تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم

بغیر آنکه خورم خون دل چکار کنم

2

اگر عناصر این نه فلک ورق گردد

غمت رقم نشود گرچه اختصار کنم

3

بطول روز قیامت شبی ببایستی

که با تو من گله از درد انتظار کنم

4

ببزم غیر مکش می روا مدار که من

مدام بی تو بخون جگر مدار کنم

5

بآن رسیده ز جور سپهر و کینه غیر

که رخت بندم و ترک دیار و یار کنم

6

کنون که ناشده طوفان بیار خاک رهش

که بلکه چاره این چشم اشکبار کنم

7

جفا مبر ز حد اندیشه کن از آن روزی

که داوری بتو در نزد کردگار کنم

8

نصیب ما نشد ای دوست کنج دامت هم

نه آشیان نه قفس کاندران قرار کنم

9

عجب مدار گرت نغمه سنج شد اسرار

که عندلیبم و افغان بنوبهار کنم

متن شعر کپی شد.