غزل · ملا هادی سبزواری
غزل شماره ۱۳۲ - گرم صدبار میرانی مدامت مدح گو باشم...
1
گرم صدبار میرانی مدامت مدح گو باشم
اگر خون مرا ریزی که بازت خاک کو باشم
2
بخون آلوده تیغ ویم همدم مده غسلم
بدین تقریب شاید روز محشر سرخ روباشم
3
بملک عشق گر من بی سر و پایم مکن عیبم
که در میدان عشقت بهرچوگان تو گوباشم
4
تن ار چون رشته سازم عشق آن یوسف کنم زیبد
ولی چون زال غزال از خریداران او باشم
5
هوای آن بود بر سر که گیرم گلرخی در بر
بروی سبزه ساغر زنم بر طرف جوباشم
6
برآنم تا شود چنگم هم آواز ونیم دمساز
بمیخانه نهم پا دست در دست سبو باشم
7
ز شوق قد او شد اشک طوبی جویبار خلد
همین تنها نه من عمریست کاندر آرزو باشم
8
مراراندن ز باغ ای باغبان ز انصاف بیرونست
که من از گلشن تو بلبلی قانع ببو باشم
9
کند گه جای مسجدگه کلیسا گه کنشت اسرار
سخن کوته بهر صورت ترا در جستجو باشم