کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۷ - صبحگاهان بسوی خانه خمار شدم...

1

صبحگاهان بسوی خانه خمار شدم

سرکشیدم دو سه پیمانه و از کار شدم

2

نور آن مهر زهر ذره نمودارم شد

که اناالحق شنوا از در و دیوار شدم

3

چنگ در دامن دلدار زدم دوش بخواب

بود دستم بدل خویش که بیدار شدم

4

آب هر روی جمیلی و جمالش نم و یم

عکس او بود هر آنی که بدویار شدم

5

هر خم زلف که بر گونه گلگونی بود

دام صیاد ازل بود گرفتار شدم

6

شیشه باده بده تا شکنم شیشه نام

بیخودم کن که ملول از سرودستار شدم

7

سالها بود که اسرار بمارخ ننمود

شکرلله که دگر محرم اسرار شدم

متن شعر کپی شد.