کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۱ - بر افتی ای فراق از روزگاران...

1

بر افتی ای فراق از روزگاران

که یاران را جدا کردی ز یاران

2

بما امروز نگذارندش اغیار

بروز داوری هم دادخواهان

3

نقاب عنبرین از صبح رخسار

برافکن تا برآید بامدادان

4

نشاید دم زدن ورنه نبایست

باین سنگین دلی سیمین عذاران

5

بماکن گوشه چشمی که عمری است

به خاک درگهیم امیدواران

6

من ار قلبم قبولم کن که چندی است

شدم هم صحبت کامل عیاران

7

به فریاد دل ما رس که زیبا است

عدالت گستری از شهریاران

8

ندیدم حاصلی از کشته خویش

نچیدم نوگلی در نوبهاران

9

دل و جان فرش راهت کرده اسرار

که گوئی کیستند این خاکساران

متن شعر کپی شد.